#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_228
محمد: ببخشید تو زحمت افتادی.
-نه بابا! اگه بدونی خودم چقد دلم واسش تنگ شده بود.
ماشین متین روکه کادوپیچ شده بود، از تو کولم درآوردم ودادم بهش.
متین: اخ جون! مال منه؟
-بله که مال شماس. بازش کن، ببین خوشت میاد؟
کادوشو پاره کرد. با دیدن ماشین پرید بالا و گفت:
-آخ جون! آخ جون!
خندیدم.
محمد: این چه کاریه یاسمین؟ همین که اومدی اینجا کلیه.
-تو دخالت نکن تو رابطه دوستانه ما. دوس داشتم. نکنه حسودیت میشه؟!
-والا حسودیم داره.
خندیدم.
-دفعه بعد اومدم، یه جورابم کادو میکنم میارم واسه تو.
بلند خندید، خودمم خندیدم.
romangram.com | @romangram_com