#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_229

محمد: شربتت رو بخور گرم نشه.

شربتمو با شیرینیم خوردم. گوشیم زنگ خورد، لاله بود.

-جونم؟

لاله: جونم و مرگ کدوم گوری رفتی؟ول شدی؟ آره؟

-جیغ نزن، کرم کردی! گفتم که میام خونه یکی از فامیلام.

لاله: اونوقت تو از کی تا حالا تو تهران فامیل دار شدی؟

-از وقتی که تو فضول شدی.

لاله: خدایی کجایی؟ چه شکلی رفتی؟ خوابگاه چه طوری رضایت داد؟

-اونش دیگه بماند. یه رازه، میترسم بگم اونوقت هر شب یواشکی جیم بزنی.

-نامرد کی میای؟

-فردا میام دانشگاه دیگه.

لاله: باشه پس خدافظ.

-خدافظ.

گوشی رو قطع کردم.


romangram.com | @romangram_com