#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_203

-نه ممنون، سیرم.

-ولی چیزی نخوردی که.

-گرسنه ام نیس.

-پس غذا می‌گیرم برات، هر وقت گرسنت شد بخوری.

-گفتم که گرسنم نیست.

-پوف

دیگه چیزی نگفتیم. وقتی غذاش رو خورد؛ گفت:

-اگه کاری ندارید بریم.

رو به متین گفت:

-بابا تو دستشویی نداری؟

متین: وایسا

بعدم یکم فکر کرد و به خودش فشار آورد و گفت:

-نه!

خندم گرفت. پسره‌ی پر رو!


romangram.com | @romangram_com