#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_163

-متین رو می‌گم.

لبخند زدم و گفتم:

-آره، مخصوصاً الان که موهاتون ریخته رو پیشونیتون. قشنگ انگار متین اینجاس؛ منتها تو سایز بزرگش.

خندید و منم خندیدم. همگی روی علفای نمناک جنگل نشستیم.

-شما همیشه میاین این جا؟

محمد: اهوم، هر وقت تعطیل بشه میام شمال، همش هم تو این آبشار پلاسم.

متین: تازه من و بابام وقتی میایم این جا و هیچ کس نیست لخت می‌شیم؛ می‌ریم تو آب، آب بازی می‌کنیم.

هممون خندیدیم.

باز گوشیم زنگ زد؛ولی، این بار لاله بود.

-سلوم لاله‌ی پر پر.

لاله: سلام خوبی؟

-قربونت خوبم؛ تو خوبی؟

-آره، منم خوبم؛ خوش می‌گذره؟

-جات خالی اومدیم آبشار، تازه...


romangram.com | @romangram_com