#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_158
-بگو آ
دهنش رو باز کرد؛ یکم براش زدم؛ اون قد خوشگل شده بود که نگو.
-متین اگه دختر بودی رو هوا میزدنت؛ البته الانم میزننت.
متین خندید.
متین: میخوام خودم رو ببینم.
بغلش کردم و به سمت آینه بردمش. خودش رو دید؛ خندید و گفت:
-چه خوشگل شدم!
خندیدم. ب*و**سش کردم و روی زمین گذاشتمش.
-بله، بریم؟
-بریم!
هم زمان با باز شدن درِ اتاق ما، درِ اتاق محمد هم باز شد و بیرون اومد. داشتیم هم رو نظاره میکردیم. یه تی شرت جذب سفید با شلوار لی آبی تنش بود. بهش میومد. وا، من چه هیز شدم!
متین: بابا خوشگل شدم؟
محمد: تو خوشگل بودی پسرِ بابا.
متین: از اینا زدم؛ نیگا.
romangram.com | @romangram_com