#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_147
-میگم کدوم ستاره رو دوس داری؟
یکم به ستارهها نگاه کرد و گفت:
-اوم، اون رو!
نگاه کردم؛ دو تا ستاره کنار هم که بزرگ بودن و میدرخشیدن.
متین-یاسی جون، ستاره تو کدومه؟
به اون یکیش اشاره کردم و گفتم:
-اوناهاش همونی که بغل ستاره تو هست.
-خوب خوابیدینا! ماشاالله!
تا خواستم نگاه کنم؛ دیدم محمد کنار متین خوابید.
-شما چرا بیدار شدین؟
محمد: والاصدای خندهی شما دو تا تا ویلاهای اون طرفم رفت؛ بعدم همون اول متوجه شدم.
-وا، ما که یواشکی اومدیم.
محمد: دیگه ،دیگه.
یه ایش گفتم و روم رو به سمت آسمون کردم.
romangram.com | @romangram_com