#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_133

-مچین!

خندیدم!

-خوبی مچین جان؟

اونام خندیدن؛ متین سرش رو تکون داد!

مبین: شما هم رو می‌شناسین؟

سهرابی: بله، بله، ایشون فعال‌ترین دانشجوی منه.

بلند خندیدم و اونم خندید.

-مثل این که بازم خواب مونده بودین که دیر بیرون اومدین!

خندید و گفت:

-نه خیر، آقا متین کار داشت؛ واسه همین دیر کردم!

به متین نگاه کردم؛ شباهت زیادی به سهرابی داشت.

-حالا کی هست؟ چه نازم هست!

سهرابی: به باباش رفته خو!

با تعجب گفتم:


romangram.com | @romangram_com