#استاد_دوست_داشتنی_من_پارت_127
نگاش کردم.
-اگه میگم برو، واسه اینه که روحیت عوض بشه. همین!
-ولی من میخوام شمام بیاین!
-منم دوست دارم باشم؛ ولی نمیشه. کلی کار دارم. از اون گذشته، من چند روز خونه نباشم؛ اگه دزد خونه رو زد چی؟
-ولی اگرم…
نمیتونستم بگم؛ ولی، بابا خودش فهمید.
-نگران نباش. من مراقب خودم هستم. وقتی تو خوب باشی، منم خوبم. میری دیگه؟
-اگه به من باشه که نه! ولی وقتی شما میگید باشه،میرم.
بابا پیشونیم رورب*و**سید و با گفتن شب به خیر رفت.
****
-بابا دیگه نگما، مراقب خودت باشیا!
-چشم، صد بار تا الان گفتی! مراقبم. برو انشاء الله خوش بگذره. بدو منتظرن دو ساعته!
بابا رو ب*و**سیدم و داخل ماشین مبین نشستم. مبین یه بوق زد و راه افتاد. واسهی بابا دست تکون دادم. دلم براش تنگ میشه!
خدایا مراقبش باش!
romangram.com | @romangram_com