#نقطه_ضعف_پارت_314
مسیح عینک دودیشرو به چشم زد و نفس خیره به نیمرخِ جذابش، به قلبِ بی قرارش توپید "شنیدی؟ دوست دختر".
_ چی میخوای؟
با ناخنهاش ور رفت. اصلاً دلِ خوشی از تازهعروس بودنش نداشت.
_ ماسکِ مو.
مسیح اول نگاهش کرد و سپس ابرو بالا انداخت.
_ این چرت و پرتهارو به موهات نزن. داغون میشن. حیف نیست؟
از قصد گفت:
_ چی حیف نیست؟
و مسیح بیحواس جوابشرو داد:
_ موهات دیگه.
romangram.com | @romangram_com