#نقطه_ضعف_پارت_277
_ کی؟ مسیح؟ مسیح هیچ عکسالعملی نشون نمیده.
نزدیکم شد، پیچخوردگیِ زنجیرمرو درست کرد و سپس گفت:
_ اگه با این همه زیبایی بهت توجهی نکرد دیگه مشکل از اونه.
پسش زدم، شروع کردم به خندیدن و شقایق نزدیک شد.
_ چی میگید شماها؟ در گوشی نداریمها.
دهان باز کردم که حرفی بزنم اما، ژیلایی که شنل به دست نزدیکم میشد، جملهای که قصد بیانشرو داشتمرو از یادم برد.
_ بیا اینو بگیر دستت. داماد اومده. فیلمبردارتم باهاشه. اینو بده دستش که اون بندازه دورت تو فیلم قشنگ میشه.
و بعد رو کرد به شقایق و ادامه داد :
_ من همش با خودم میگفتم خدا کنه داماد قشنگ باشه حیف نشه این دختر.. والله ماشالله داره داماد.
ته دلم قند آب شد و ماهگل پشت چشم نازک کرد.
romangram.com | @romangram_com