#نقطه_ضعف_پارت_275

_ خودت داری می‌گی عروس‌های خوشگل. این کجاش خوشگله‌؟

استرس گرفتم. نکنه که آرایشِ غلیظ، روی چهره‌ام حالتِ عکس نشون بده و بدریخت شده باشم، لب گزیدم و اما ماهگل شبیه همیشه، تمام استرس‌هارو فراری داد‌.

_ نفس همین‌طوریش هم یه تیکه ماه بود اما حالا بهتر هم شده. به خدا نمی‌تونم چشم برادرم. عین مهتابی می‌مونی توله سگ.

دل‌نگرانی‌رو کنار گذاشتم، لبخندی عمیق روی لب کاشتم و ژیلا دست کشید.

_ باز کن چشم‌هات‌رو.. یه تیکه از آرایشت خراب شده بود که اونم درست کردم. عالی شدی‌ها نفس. داماد الان بیاد دیوونه‌ت می‌شه.

دلم فریاد زد " ای کاش " و عقلم دخالت کرد. " یادت نره زندگیِ غیر مشترکتون‌رو ".سر چرخوندم تا آیینه‌رو پیدا کنم و اون بین چهره‌ی آرایش شده‌ی ماهگل و شقایقی که یک دنیا تغییر کرده بود، خودم‌رو از یادم برد.

_ وای قربونتون برم من چقدر خوشگل شدید.

شقایق ابرویی بالا پروند و گفت:

_ آره من فکر می‌کردم خیلی خوشگل شدم اما تو خودت‌رو ندیدی.

ماهگل هم گاهی این‌چنین دستم می‌نداخت.


romangram.com | @romangram_com