#نقطه_ضعف_پارت_261

_ فقط تو از عهده‌اش بر می‌آی.

بدون این‌که از نحوه‌ی کار، سوال بپرسه، پلک بهم فشرد و گفت:

_ انجام می‌دم اما بعد از سفر.

سیاوش قدم برداشت و نزدیکش شد. نوع بیان این مردرو اصلا نمی‌پسندید.

_ اگه این کاررو برام به نحو احسنت انجام بدی، می‌شی سوگولیِ من. سوگولیِ من که بشی می‌شی پادشاهِ جهان. می‌دونی...

یکی از دست‌هاش رو پایین نگه داشت و اون یکی‌رو خیلی بالاتر از قدش و ادامه داد:

_ من این‌جام و سپهر این پایین.

مسیح سر تکون داد و نگاهِ تحقیر‌آمیزش‌رو قفل کرد روی چشم‌های سیاوش اما نتونست که بگه، تو در واقع یک مشتِ پر از ادعاهای توخالی هستی.

_ چه کاری هست؟

_برو مسافرت و بیا. بعد بهت می‌گم.


romangram.com | @romangram_com