#نقطه_ضعف_پارت_205
سر تکون دادم، رویا نساختم، نزدیک شدم و دستشرو از بهطور ملایمی از درون کشو بیرون کشیدم.
_ کنار وایسا تا سشواررو بهت بدم. اگه صدام میکردی نیازی به این همه عصبانیت نبود.
برای لحظهای بوی خوش شامپو اورِآلی که متعلق به موهای فردارِ خودم بودرو احساس کردم و نگاهم گشاد شد.
_ من بدم میاد موهام خیس باشه. دارم روانی میشم.
خدای من این بچهی پنجسالهرو انداختی به دامنِ من یکی تا دقم بدی؟ شامپوی متناسب با موهای خشک با تارهای لخت و گربه مانند اون؟ چه ترکیبی!
دست زدم به کمرم و این حالم باعث شد که کمی عقب بایسته.
_ مگه جنس موهای من با تو یکیه که از شامپوی من میزنی؟
نگاه متکبرانهاشرو دزدید و سشواررو از دستم کشید.
_ کی گفته از شامپوی تو زدم؟
زل زدم به نگاهِ سرگردونی که مطمئنم به دنبال پریز میگشت.
romangram.com | @romangram_com