#نقطه_ضعف_پارت_204
_ بعداً بپرس. بذار الان برم دوش بگیرم.
*
برای بار دوم تقهای به در زدم و صداشرو شنیدم.
_ بیا تو.
در گشودم از میون لنگهاش گذشتم. یقه اسکی سرمهای و شلوار جین جذب نیمارو به تن کرده و مقابل کشوی میز آرایشم ایستاده بود.
_ بین این همه لباسی که برات آوردم از اینا خوشت اومد؟ حالا دنبال چی میگردی؟
با دست به جلیتقهی سیاه رنگی که بی مقصد روی تخت افتاده بود، اشاره کرد و گفت:
_ ساک همراهمه. منتها تو ماشینه. به جز اون بقیهرو بردار. اه تو سشوار نداری؟
نگاهم کرد و خیره موندم به ترکیب رنگ دودی و طلاییِ موهاش. چقدر دوست داشتم موهای خدادادی رنگ شدهاشرو. ترکیبِ اون آبیها، با مژههای بوری که اطرافشرو قاب گرفته بود در قالب رنگ پوستِ شکلاتی ثانیهای هزاربار دل میبرد.
_ به چی زل زدی اینطوری؟
romangram.com | @romangram_com