#نقطه_ضعف_پارت_174
نمیخوام بدونِ تو یه لحظه این جا بودنو، از تو حرف زدم همیشه هر جا بودمو.
نترس از هیچی تو، تا وقتی تو باشی من هستم.
نمیخوام ببیننت آدما یه وقت، نگیرنت از من.
هیچی نمیخوام من، همین که باشی تو بسه.
باید ببرمت یه جا که هیچکی نرسه به تو دستش.
خوشیهات مال خودت هر چی که غصهاس واسه من..
مگه میشه رد شی و پرت نشه حواس من؟
همه دنیام و پیش تو جا میذارم، از تو دیوونهتر از کجا بیارم؟"
شیشه ی بخار گرفته از بارون، دیدرو از چشمهاش گرفت، برف پاککنرو زد و با هربار حرکتش به چپ و راست این جملهرو برای خود تکرار کرد.
"مگه میشه رد شی و پرت نشه حواس من؟"
romangram.com | @romangram_com