#نیش_پارت_193

با من من گفت: فک کن یکی پشتت زده بود ... یعنی بد گفته بود؟

- کی؟

پیروز پوفی کشید و گفت: ای بابا ... یکی دیگه ...

حنانه با سماجت گفت: حالا اون یکی اومده گفته حرفاش دروغ بوده؟

پیروز به ناچار گفت: اره اره ... ببین حنانه ... من می خوام همه چی رو جبران کنم ... می خوام ... اصلا بیا یه فرصت دیگه به هم بدیم ... بیا تو این چند ماهه باقی مونده همو بهتر بشناسیم!

حنانه به صندلی اش تکیه زد و گفت: تو ... تعادل روحی نداری ... یه روز خوبی یه ساعت بد ... یه هو مهربون میشی و منو می خوای بعد من خراب میشم و تو ازم متنفری ... مشگلت واقعا چیه؟ دارو مصرف می کنی؟

- دارو؟ چه دارویی؟

- چه می دونم ... داروی اعصاب ... شکست عشقی خوردی بعد اثر داروت که میره من میشم خراب و وقتی تازه خوردی من میشم دختر خوب که باید ترو ببخشم؟

پیروز ناخواسته خندید و گفت: نه به ولله ... بعدشم من نمی خوام همین حالا منو ببخشی ... کم کم ... اما بهت قول میدم رفتارمو جبران کنم!

حنانه زهرخندی زد و گفت: توام رفتارتو جبران کنی بازم مشگل من برطرف نمیشه!

پیروز حیرتزده گفت: چه مشگلی؟

- من هنوزم بچه ی طلاقم ...

romangram.com | @romangram_com