#نیش_پارت_134


بهنوش متوجه اش شد و برایش دست تکان داد. انطور که او می دوید معلوم بود قصد دارد نزدش بیاید. خودش را جمع و جور کرد و توی آینه ی اتاق صورتش را بررسی کرد. باز کمی مرطوب کننده زد و برق لب ...

قبل از امدن بهنوش در اتاق را باز کرد و شالش را روی سرش مرتب کرد.

پشت سر بهنوش دختران پوری هم امدند و همگی با خوشحالی روبوسی کردند. نسیم و نسترن جلوتر بیرون زدند.

بهنوش گفت: حالت بهتره؟ مامان گفت مریضی!

حنانه تبسمی کرد و گفت: اره بهترم ... کاراتون تموم شد.

بهنوش سری تکان داد و جلوی آینه ارایشش را تجدید کرد. حنانه صبر کرد با او برود.

- باغ خوشگلی دارین؟

- باغش برای مامانمه خونشو بابام ساخته ... خونه ی خاله پروانه هم یه کم بالاتره!

حنانه پرسید: خاله پروانه ت نیومدن؟

- نه رفتن پیش ِفرینوش اینا ... طرفای طالقان!

حنانه بی منظور گفت: عوضش خاله ی مامانت اومده!


romangram.com | @romangram_com