#نیش_پارت_117
***
12 فروردین ...
صدای خشمناک پیروز توی گوشی پیچید و باز بی مقدمه نیش زد: کدوم قبرسونی هستی که موبایلتو جواب نمیدی ... مجبور شدم شماره ی خونتونو بگیرم ... کدوم قبرستونی هستی هان؟!
حنانه با غیظ گفت: حمام بودم ... زنای خوب و خانم تو حموم گوشی تلفن می برن، چون من خرابم نمی برم!
پیروز عصبی تر از این حرفها بود: ببین حنا ميكشمت وایسا حالا ... تو مگه به من نگفتی بابام اینا دارن می رسن الان بابای نمونه ت زنگ زده که فردا حنانه رو تنها نذاری ... اگه من سوتی میدادم چه گهی می خوردی ... هان؟
حنانه بغض کرد.
پیروز باز فحش داد: هوش عوضی با توام شکر خدا لال شدی؟
- چی می گفتم بهت؟!
پیروز تلخ تر نیش زد: خفه شو ...
حنانه بی صدا اشک ریخت و گفت: اشکال نداره می گم سیزده بدر با شما بودم ... خداحافظ!
و قطع کرد.
پیروز باز زنگ زد. فریاد کشید: رو من گوشی قطع می کنی پاشم بیام اونجا تا می خوری بزنمت ... بابای بی خیالت تا حالا ادبت نکرده نه؟
romangram.com | @romangram_com