#نیاز_پارت_373
-هتل هيراد ... بله ... صاحبش هستم ...
-هتل هيراد تو تهران؟
-بله ...
-تو ؟ كه چيزي كم و كسر نداري ... پس اين كار ها واسه چيه ...
-سروان والله خودم هم موندم اين تهمت ها چيه كه به من ميزنه ... من فقط صبر كردم تا همه برن دو نفري تنها بشيم ازش بپرسم چرا اين يك سال بيخبر گذاشته رفته ... منو باش ميخواستم ...
-خانوم بهرامي شما كه نامزد هستيد ؟
-جناب سروان اين اقا مثل اب خوردن دروغ ميگه ... فرق ما زمين و اسمونه ... اصلا خودتون بشيد قاضي با عقل جور در مياد كه من با ايشون نامزد باشم ... من فقط يك كارمند بودم ... اونجا ... قصد ازار و اذيت من رو داشت من هم كلا از ترسم براي حفظ امنيتم نا پديد شدم ... وگرنه جناب سروان من با ايشون هيچ سنخيتي ندارم ...
-اگر نامزد باشيد بايد يك شاهدي چيزي داشته باشيد ... خانوم كه بي سرپرست محسوب ميشن ... شما چطور ...
-من پدر مادرم هستند شاهد هم هستند ... اما در حال حاضر ايران نيستند ... من خودم هم مقيم ايران نيستم و اقامت موقت دارم ...
-از كجا اومدي ...
-از بلژيك ...
- در هر صورت كار اقا چون يك مرد نامحرم هستند وبدون رضايت شما داخل خونه شما بودند غير قانونيه ... اگر ميتونيد مشكلتون رو خودتون دو تا حل كنيد وگرنه اقا موقتا باز داشت ميشه تا از فردا دنبال كارهاي دادگستري و برگه بازيش باشين ...
كيان تو صورتم نگاه كرد و اينبار باز من بودم كه بايد تصميم نهايي رو ميگرفتم ...
-جناب سروان من نميتونم تضميني براي امنيت جاني و ارامش روحيه خودم از ايشون بگيرم ... نميتونم رضايت بدم ...
-بهتر نيست كمي با هم صحبت كنيد ... به هرحال اين اقا هم با ابرو دارن زندگي ميكنند ... يك تصميم سر سري و از روي عصبانيت شما باعث ميشه كه ايشون سابقه دار محسوب بشن ...
-جناب سروان ايشون اينقدر من رو ترسونده كه من باور كنيد جرات نميكنم اعتمادي بهشون داشته باشم ...
-به هر حال اقا هم متوجه اشتباهشون شدند ... شما هم خانوم تنهايي هستيد بايد بيشتر مراقب رفت و امد هاتون باشيد ...
-جناب سروان حق با شماست اما من بايد ايشون روحتي شده براي يك شب بندازم اون تو تا بفهمه مملكت قانون داره ... مگه هر كي هر كيه كه در خونه مردم رو باز كنه بياد هر جور ميخواد توهين كنه ... بار اولش كه نيست ... جناب سروان تا زماني كه جواب پزشكي قانونيه من نياد براي ضرب و جرح من رضايت نميدم ...
سروان به ناچار رو به كيان كرد و گفت ...
-تنها كاري كه ميتونم براتون بكنم ... ده دقيقه بفرستمتون بيرون ... يه هواي ازاد بخوره به سرتون شايد خانوم از خر شيطون پايين بياد ... بهتره كه رضايتش رو بگيري ... وگرنه اينجا ايرانه تا بفرستمت اون تو وثيقه هم بخواي بزاري تا فردا اين تويي ...
كيان بدون هيچ حرفي از اتاق زد بيرون ... من هم پشت سرش داشتم ميرفتم بيرون كه سروان صدام زد و برگشتم ...
-خانوم بهرامي ...
-بله ...
-خانوم شما چند لحظه صبر كنيد ...
@romangram_com