#نقاب_من_پارت_182
-خوب رزا خانوم دوست جونيتو ميخواي؟
حرسي داد زدم:
-تو کي هستي لعنتي؟
مسخره وار گفت:
-اوه خداي من پس ساراي عزيز راجب من چيزي نگفته؟
-مرتيکه با سارا چيکار داري ولش کن!
دوباره قهقهه زد و گفت:
-بچه جون به من ميگن جن سفيد تو حق نداري به بزرگ ترا توهين کني وگرنه اوف ميشي
تمام تنم ميلرزيد و با صدايي لرزون گفتم:
-چي ميخواي از جونش؟
با همون صداي کلفت ولي اين بار حرسي گفت:
-تورو ولي.....
-ولي چي؟
-اوخي، اهورا رو يادته؟
تمام تنم سرد شد بد جور بغض داشتم عصبي بودم
با بي حالي گفتم:
-کدوم اهورا؟
بهم خنديد و گفت:
-اوخي! خانوم کوچولوي ما اهورا رو نميشناسه
دوباره خنديد و گفت:
romangram.com | @romangram_com