#نقاب_من_پارت_183

رزا، سونيا، فکر کردي با بچه طرفي؟

داد زد و گفت:

-هم تورو هم اون دنيل پست فطرتو نابود ميکنم

داد زدم وگفتم:

-نه، چي ميخواي؟

اروم گفت:

-جوجه کوچولوي بي دست و ماي ما عصبي شد ميرسيم به اين که من چي ميخوام بايد بگم.....‌‌

مکثي کرد و گفت:

-تورو

با بهت گفتم :

-چي؟

بي توجه با حرفام گفت:

-تيک تاک تيک تاک وقتت داره تموم ميشه خانوم کوچولو برات يا ادرس رو ميفرستم مياي البته تنها اگر خيلي جون اهورا و دنيل برات مهم باشه
-سارا چي؟
-واي دختر؟ تو واقعا به فکر نجات جون يه ه*ر*ز*ه اي؟

دوباره خنديد و گفت:

-وقت داره تموم ميشه عجله کن جوجه کوچولو

و بعد بوق هاي متمدد
دستام ميلرزيد بايد يه فکري ميکردم
ديگه داشت گريه ام در مي اومد
با دست لرزون شماره سامي رو گرفتم
بعد دو بوق نواب داد و سريع گفتم:


romangram.com | @romangram_com