#نقاب_من_پارت_174

اب از لباسم ميچکيد و گفتم:

-خوب حالا توهم. اه .من ميرم دوش بگيرم

اروم صورتمو نزديک گوشش برم نجوا کردم:
-هيييييش فقط من ، فقط تو

اروم شلوارشو از پاش در اوردم و شلوارشو تو دستم گرفتم و با يه حرکت خيلي سريع از استخر زدم بيرون مات به کارم نگاه کرد و عصبي و با اخم داد زدم:

- تا تو باشي که ديگه منو اين جوري شوکه نکني

بعد هم شلوارشو پرت کردم بالاي درختي که نزديکي من بود
مات با من نگاه کرد حالا مجبوره جلوي اين همه ادم بدون شلوار بچرخه دلم خنک شد

که يهو داد زد:

-سونياااا ميکشمت

نگاهش کردم داشت از استخر در ميومد منم جيغ بلندي کشيدم سارينا و کارلوس و لورا به بيرون اومدن ولي توجهي بهشون نکردم و به طرف اتاق خوابم يورش کردم و صداي داد و تهديد دنيل همانا و شليک خنده هاي بچه ها همانا
وارد اتاق شدم و در رو قفل کردم صداش از پشت در اتاقم ميومد مشت ميکوبيد به در و ميگفت :

-سونيا يا همين الان در رو باز ميکني يا در رو ميشکنم

تو حموم بودم که حس کردم در حموم زده شد
اب اضافه روي صورتمو با دستم کنار زدم شير اب رو بستم و نزديک در رفتم و گفتم:

-کيه؟
-سونيا اومدي بيرون بيا توي اتاق من
-نميام
-ازت سوال يا نظري نخواستم گفتم مياي اتاق من يعني مياي

با فرياد گفت:

-فهميدي؟
-باشه بابا

زير لب زورگويي گفتم و موهامو با حوله خشک کردم لباس لباس تميزي رو پوشيدم
از حموم اومدم بيرون با سشوار موهامو خشک کردم همون جور که موهامو خشک ميکردم صداي در به گوشم رسيد و گفتم:

romangram.com | @romangram_com