#ناخواسته_پارت_89

-البته غیر از اینم از تو انتظاری نداشتم. تو همیشه همینطور بودی تا مشکلی پیش میاد فرار میکنی.

باز هم ابروهایم بالا پرید:

- بله؟

به خیار روی چنگالش نگاه کرد و گفت:

-سه ساله که فرار کردی رفتی پاریس. الانم دو هفتس که اومدی اینجا.

نگاهش از روی خیار به چشمان من کش امد و ادامه داد:

-اگه اسمش فرار نیست پس چیه؟باید یاد بگیری با مشکلاتت مواجه بشی و اگه لازم بود باهاشون بجنگی. کی میخوای این چیزارو یاد بگیری شهرزاد؟

شانه بالا انداختم و گفتم:

-من فرار نکردم.

-کردی

-نکردم

-کردی

-نکرررررردمممممم

چنگال را داخل بشقاب پرت کرد و گفت :

-پس چرا رفتی پاریس؟ الان اینجا چیکار میکنی؟ این حرفت اصلا منطقی نیست که نمی تونستی تو مجلس ختم شرکت کنی.

کلافه پرسیدم :

-باید چیکار میکردم؟

romangram.com | @romangram_com