#ناخواسته_پارت_58


-کجا بودی؟

ترسیده بودم . با ترس پرسیدم:

-چرا گریه میکنی مامان؟

-ایدا یه ساعته که رسیده خونه تو کجا بودی؟ موبایلتو چرا جواب نمیدی؟

با دست به پیشانی ام زدم. دیشب قبل از خواب سایلنت کردم وصبح فراموش کرده بودم روی زنگ بگذارم.

-وای مامان ببخشید.

-وقتی ایدا گفت حالت خوب نبودو زودتر اومدی دلشوره گرفتم.

-پیاده اومدم.

-این همه راه؟

با خنده ایی از سر لودگی گفتم:

-از شریعتی تا ملاصدرا که راهی نیست.

-جلو بابات نشون ندادم که نگرانتم حواست باشه.

-چشم ولی اینطوری که گریون جلوی در واستادی من داشتم سکته می کردم.

بغلش کردم و بوسیدمش. "مادر" تنها نقطه ی امن جهان!!

داخل رفتیم.پدرم جلوی تلویزیون نشسته بود و اخبار نگاه می کرد. سلام کردم.

نگاهم کرد:


romangram.com | @romangram_com