#ناخواسته_پارت_45
دهان باز مرا که دید گفت:
-اینو بیخیال تو فک میکنی اختلاف سنی فرهام و فرزاد چقدره؟
این سوالی بود که دراین مدت همیشه به ان فکر می کردم ولی هیچ وقت شرایطش پیش نیامد که بپرسم.
-راستش من فکر میکنم 3 یا 4 سال فرهام بزرگتر باشه
با این حرفم قهقهه ی ایدا بلند شد.
-دیوونه دوقلوئن
-چی؟؟!!!
-اره والا فرزاد گفت.
-بیچاره فرهام که ان قدر پیرتر به نظر میاد.حالا چند سالشونه؟
-سی وسه.
در واقع این ابهت و اخم دایمی صورت فرهام بود که سن اورا بالا وطبع شوخ فرزاد بود که سن اورا کمتر نشان میداد.
-حالا به تو چه ربطی داره که اون از همسر ایندش چه انتظاراتی داره؟
لبخند زد، لبخندی که وقتی خجالت می کشید نمایان می شد!
”مثل همین حالا.یعنی از پیشنهادش خجالت کشیده؟ای وای بمیرم برات"
بعد از اینکه خنده اش تمام شد گفت:
-خوب یه جورایی بهم فهموند که منو انتخاب کرده دیگه.
وقتی ایدا ازم پرسید :
romangram.com | @romangram_com