#ناخواسته_پارت_223
فرهام از کوروش پرسید:
-با مدیر برنامه هات صحبت کردی؟
-اره هر طرحی دارید من به دیده منت قبول میکنم.
فرهام نگاهی به من انداخت و گفت:
-نظرتو چیه؟
-انقدر نظر خودت خوب بود که دیگه جا برای نظر ما نمیمونه.
-پس بر اساس نظرات من طرح جدیدت رو اتود بزن و به من نشون بده.
-من که طرح زدم.
-فضای فروشگاه مونتاین با شانزه لیزه خیلی فرق داره
-مگه دیدی؟
-اره ،صبح قبل اینکه بیایم پیش تو کوروش اونجا کار داشت
-خوب؟
-چون اونجا اسپشیاله باید طراحیشم یه کوچولو متفاوت باشه.
-باشه با هم فکری تو درستش میکنیم.
کوروش گفت:
-مرسی بچه ها واقعا ممنونم، بعد از جریان خواهرم که به این فکر افتادم ، از خدا خواستم تو این راه برام بهترینارو بخواد وخدا با قرار دادن شما سر راهم بهم فهموند که صدامو شنیده و کمکم کرده؛ این لطفتونو هیچ وقت فراموش نمیکنم.
تنها به زدن لبخندی اکتفا کردیم و مشغول خوردن غذا شدیم.
romangram.com | @romangram_com