#ناخواسته_پارت_211

-اوهوم. راستی فرهام، کوروش توی خیابان مونتاین هم یه مغازه داره.مونتاین هم از نظر معروفیت و تعدد برند و فروشگاه دست کمی از شانزه لیزه نداره ،تو نظرت روی این دوتا برند و طراحیشون چیه؟

البته کوروش و مدیر برنامه هاش فکری برای اون مزون ندارن.

-باید اول ببینمش.

کوروش گفت:

-نسبت به این خیلی کوچیکتره ،البته اون مغازه مال پدرم بود و من تصمیم داشتم بهش دست نزنم ولی با این بازار رقابتی که پیش اومده نمیشه همچین ریسکی کرد.

-حق با توئه،هروقت اونجا رو دیدم میتونم نظر کاملم رو بگم اما الان فقط اینو بهت میگم چون اونجا کوچیکتره میتونی اونو بکنی شعبه اصلی اتنا ؛

لباس های شب خاص و خیلی گرونت رو به هیچ کدوم از شعبت نده و اونو بکن "اسپشیال " .اینجوری با بقیه کارات خودتو به همه میشناسونی وبرای کارای خاصت که پر تبلیغه و زیاد هم تو دسترس نیست مردم رو از کل دنیا تا مونتاین میکشونیشون.

دهانم از این پیشنهاد عالی باز ماند.کوروش گفت:

-گل گفتی پسر افرین .حتما امشب با مدیر برنامه هام صحبت میکنم .

-البته طراحیش با بقیه شعبه ها خیلی باید فرق داشته باشه. درواقع کلیت کار که شهرزاد بر اساس پرچم ایران طرح زده همون میمونه اما داخلش رو باید تغییر بدیم و شاید هم ویترینشو. حالا باید مغازه رو ببینم تا بفهمم چقدر جا برای مانور داره.

-تو اسرع وقت میبرم ببینی دیگه هر گلی زدی به سر خودت زدی.

-قطعا همینه.من براساس تجربیاتم حرف میزنم و من مطمئنم این کار برای یه برند تازه تاسیس بین این همه برند نام اشنا و با سابقه بهترین راه برای معرفی کردنه.

-درسته

گفتم:

-حالا تو با مانیوک صحبت کن اگه اکی شد بگو که روی طراحیش کار کنیم.

-باشه حتما.

گاردسون غذاهایمان را اورد.فرهام و کوروش "کونفی دوکانار" (خوراک اردک) سفارش داده بودند و درزاد "بوف بورگونیون " (خوراک گوشت گاو) ومن هم سوپ پیاز و پنیر.

romangram.com | @romangram_com