#ناخواسته_پارت_208
-میشه موهاتو باز بزاری؟
می شد؟؟؟با اینکه اصلا از موی باز خوشم نمی امد اما می شد،چرا که نه؟
موهایم را باز کردم،کمی نم داشت .درزاد دستش را داخل موهایم کرد و گفت:
-خوش به حالت شهرزاد چه موهایی داری.بزار ببینم دقیقا تا کجاته؟اوووووووو از گودی کمرتم رفته پایین تر.ماشالله باید به مامان بگم برات اسفند دود کنه.
-موهای خودتم خیلی قشنگه که.
-نه بابا مثل دم موشه.ببافم برات؟
-نه میخوام باز بزارم.
-وا! تو که خوشت نمیاد باز بزاری.
-هوسه دیگه.
-خیلی هم عالیه.
کمد را باز کردم هوا افتابی بود و افتاب پاریس عجیب داغ می شد.شلوار جین ابی روشن تا زانو و شومیز استین کوتاه سبزابی به همراه صندل های انگشتی مشکی پوشیدم و جلیقه جینم را هم محض احتیاط داخل کیف دستی مشکی ام گذاشتم.
وقتی اماده شدم درزاد نگاهی به سر تا پایم انداخت و گفت:
-بترکی که انقدر لباسات شیکن.
نگاهی به لباسهای او کردم ،شومیز بلند قرمز و لگ کوتاه مشکی پوشیده بود:
-توهم که همیشه خودتو دست کم میگیری!شانس اوردی هوا افتابیه وگرنه باید پالتو میپوشیدی.
از اتاق که بیرون رفتم نگاه خیره ی فرهام به روی پاهای لختم بود. خجالت کشیدم اما این جا اروپا بود و من ازاد بودم هر انچه دلم می خواهد بپوشم.
romangram.com | @romangram_com