#ناخواسته_پارت_200


بعد از خوردن شام و جمع کردن ظرف ها به هال رفتم . دور هم نشستیم و کیک و قهوه خوردیم.کوروش گوشی اش را برداشت و سمت فرهام رفت و گفت:

-مهندس حالا که توام معماری ، این طرحارو یه نگاه میندازی؟کار شهرزاده.

به کوروش گفتم:

-البته اقای رییس دکترن.

کوروش با شرمندگی گفت:

-اخ معذرت میخوام.

فرهام اما کاملا بی تفاوت گفت:

-مهم نیست.

و با دقت به عکس ها نگاه کرد.

حالا شد همان دکتر فرهام حسینی رییس دفتر!قسم می خورم نگاه دوقان انقدر با دقت نبود!نگاهم رفت سمت درزاد و او چشمک زد.بعد از گذشت پنج،شش دقیقه رو به من گفت:

-طرحت عالیه شهرزاد فقط یه پیشنهاد،لوگوی برندو اینبار به جای کج،صاف اتود بزن ببین بهتر نیست،من فکر میکنم صاف بهتر باشه.

متفکر پرسیدم:

-چطور؟

-این چشمهای زنده حس خوبی رو به بیننده میده اما لوگوی کج به خاطر زیاد بودن زاویه هاش این حس خوب رو از بین میبره از طرفی ،هم چشم و ابرو کنار لوگوس، هم لوگو سه رنگ داره که این کجی به شلوغی کار دامن زده.

کاملا حق با او بود!هروقت کار را می دیدم احساس می کردم جایی را باید تغییر بدهم و وقتی دوقان هم ان را تایید کرد از این فکر بیرون امدم .حالا متوجه شدم ایراد کار کجاست! با لبخند گفتم:

-حتما درستش میکنم.


romangram.com | @romangram_com