#ناخواسته_پارت_178


-اکی حالا باهم یه مرور میکنیم. اولین قدم ما طراحیه لوگوئه و ما براساس اون لوگو،مدل نوشتاریش و رنگ های به کار برده در اون باید دیزاین فروشگاه رو پیش ببریم.ضمنا دیزاین فروشگاهت باید در عین جذابیت و منحصربه فرد بودن، ساده و بدون حب و بغض به مسئله یا اعتقادات جهانی باشه تا زمانی که بخوای به کشورای دیگه نمایندگی بدی دچار مشکل نشی.

-چه جالب تاحالا به این جاش فکر نکرده بودم.

-اینجاش تو حیطه کاریه منه واسه همین من باید بهش فکر کنم.

-پس زحمت همشون با خودت.

-اکی تو خودت شخصا چه رنگایی رو دوست داری یا بزار بهتر بپرسم چه رنگایی بهت انرژی مثبت میده؟

-سیاه.

متعجب پرسیدم:

-سیاه؟ داری جدی میگی؟

-اره عین روزگارم.

-این حرفو نزن کوروش .تو ادم موفقی هستی باید روحیه تو بالا ببری وگرنه نمیتونی پیشرفت کنی. من مطمئنم که روزای خیلی خوبی در انتظارته .فرانسه همینجوری کسیو برند نمیکنه من به موفقیت تو ایمان دارم پس لطفا خودتم خودتو قبول داشته باش.

-اخه تو چی از زندگی من میدونی؟ تنها دلخوشی من کار کردنه اونم انقدر خودمو توش غرق کردم که این موفقیتا بدیهیه.

گاردسون فنجان ها را روی میز گذاشت و رفت.دستانم را دور فنجانم حلقه کردم و در حالیکه به بخار ناشی از ان نگاه می کردم گفتم:

-من هیچی ازتو نمیدونم ولی اینو بدون که همه ی ادما، همه ی ادمایی که تو کل روز میبینی یه داستان و یا سرگذشتی دارن که تو یه مقطعی از زندگیشون اونا رو از پا انداخته. بعضی ها روی پا میشن اما بعضیا نابود میشن. تو میتونی خودت راهتو انتخاب کنی. یا رو پا شو یا خودتو از بین ببر البته من فکر میکنم تو گزینه اول رو انتخاب کردی و حالتم به مرور بهتر میشه من مطمئنم.

سپس سرم را بالا اوردم و به چشمان پر دردش که خیره به من بود نگاه کردم.

-راستی چرا اتنا؟

اه کشید:


romangram.com | @romangram_com