#ناخواسته_پارت_172


-الان من شبیه ادمایی که جدی حرف میزنن نیستم؟

-وااای درزاد الهی فدات شم کی میای؟

-راستش بلیتم برای سه روز دیگه اس البته اگه تا اون موقع ویزام درست شه.

فسم خوابید.

-یعنی چی؟تو بدون ویزا بلیت گرفتی؟ این چه ریسکی بود دیگه دیوونه.

-اخه فرهام گفت نه که عیده ممکنه بلیت گیرمون نیاد واسه همین بلیت گرفتیم.

-چی؟؟؟؟ فرهام؟؟؟؟

و از شدت تعجب از جا بلند شدم.

-اره دیگه تنها که نمیتونم بیام.

-تو ازش خواستی؟

-حقیقتش نه! اون بهم پیشنهاد داد.

لبخند روی لبم نشست که از چشم درزاد دور نماند.

-ببند اون نیشو خاک بر سرت.

-درزاد خونه من کوچیکه جا واسه...

-نگران نباش اون هتلشم رزرو کرده.

غمگین لبخند زدم و بغض الود گفتم:


romangram.com | @romangram_com