#ناخواسته_پارت_164
پشت سر او داخل شدم و گفتم:
-هرجا راحتی بشین.
سپس به کادو اشاره کردم:
-این دیگه برای چیه تو که زحمت این گلا رو کشیده بودی.
روی تک مبل بنفش نشست و گفت:
-زحمتی نبود . هم خواستم از دلت در بیارم هم دست خالی نیومده باشم.
-به هر حال ممنون.
-خونه قشنگی داری البته از یه طراح غیر از اینم انتظاری نیست.از گلا خوشت اومد؟
با لبخند به سمت اشپز خانه رفتم.
-اره عالین مرسی.
در یخچال را باز کردم و ظرف میوه را برداشتم.پرسیدم:
-چای میخوری یا قهوه؟
-تو خونه یه خانم ایرانی فقط یه لیوان چای اعلای ایرانی مزه میده.
چای ساز را روشن کردم و با ظرف میوه به طرفش رفتم:
-اتفاقا دو ماه پیش که از ایران برگشتم مامانم یه بسته چای ایرانی برام گذاشته بود.
-راستی اون روز یادم رفت بپرسم چرا دختر عموت فوت کرد.
romangram.com | @romangram_com