#ناخواسته_پارت_158


-عجب ناقلاهایی هستنا ایدا هم رفته سایت.

اسانسور رسید .گفتم:

-خوب پس فعلا.

-کجا میری؟

-پله.

-بیا من مراقبتم.

وحشت زده گفتم:

-نه نه اصلا.

فرهام نگاهی به من و نگاهی به پله انداخت و گفت:

-تا طبقه پنجم باهات میام.

خوشحال شدم و بازهم لبخند گشاد روی لبم امد. اواسط پله ها گفت:

-بابات دیگه چی گفت؟

-هیچی.

-هیچی؟

-اووم.. اهان گفت این علاقت عواقب زیادی داره که باید پاش واستی.

کمی فکر کرد:


romangram.com | @romangram_com