#ناخواسته_پارت_151

"سه روز است از هوایی که در ان نفس می کشم هم رفتی!

سه روز است که در اتاق کار تو و پشت میز تو نشسته ام و در اتاق را قفل کرده ام.همه وسایلت را بو کردم ، همه بوی تورا میدهند، بوی عشق! میدانی کی عاشقت شدم؟ از همان زمان های دور .وقتی برای استخدام امدی من به گمشده ام رسیدم!! طرحهایت را دیدم ،از شدت خنده در حال انفجار بودم اما نمیخواستم از دستت بدهم ؛ من به توئه جسور اعتماد به نفس دادم و یکی از بهترین مهندسای من شدی! وقتی از وکالتت و مهاجرتت برایم گفتی لرزیدم.چشمانت فریاد میزد که جلویم را بگیر من اما خواستم بروی، بروی و تنها باشی و فکر کنی.الان دقیقا سه روز است که خودرا لعنت میفرستم که چرا جلویت را نگرفتم؟؟؟

نمیدانم عامل این جدایی را چه کسی بدانم.خودم، تو،مادرم،پدرت،خاله ام،چه کسی؟اما این جدایی شدت عشقم را به من فهماند.

چرا از من خداحافظی نکردی؟همانطور که ناگهانی گمت کردم ناگهانی هم رفتی؟

شهرزادم من دل شکسته ات را دیدم،غم چشمانت را دیدم،شانه های افتاده و چانه ی لرزان از بغضت را دیدم اما تو ،هیچ یک از تلاش های مرا برای سرپا نگه داشتنت ندیدی! شاید هم تلاش هایم به چشم نمی ایند . منو ببخش شهرزاد ، منو ببخش!

فرهام



نامه که تمام شد بغض من هم شکست.با صدا هق می زدم.از روزهای زندگی ام خسته شده بودم،از این همه ابهام.زانوهایم را بغل کردم و سرم را روی زانوهایم گذاشتم و گریه کردم و گریه کردم.به راستی که من هیچ کس را برای درد و دل نداشتم.

ناراحت بودم هم از فرهام و هم از خودم.فرهام باید همان موقع نامه ها را میفرستاد. یا جداییمان ابدی می شد و یا این سه سال عمرمان بیهوده هدر نمی رفت. من هم اشتباه کرده بودم. باید برای خداحافظی پیش او می رفتم شاید منصرفم میکرد!ولی نه... او گفت موافق رفتنم بوده.

صدای موبایلم که بلند شد سرم را بلند کردم و به سمت کیفم رفتم. پیام از طرف فرهام بود.

-خوبی؟

مطمئن بودم که احتمال می داد نامه را نخوانده باشم و نمی خواست خودرا لو دهد.

-اره خوووب با خوندن نامه های نامزد اسبقم بهتر هم شدم.

-پس خوندیشون.

بازهم عکسش را عوض کرده بود و این بار عکس خودش را گذاشته بود.عکسش را بزرگ کردم.دلم برایش ضعف رفت.موهایش را کوتاه کوتاه کرده بود و ساعد دستانش را روی میز بزرگ ریاستش گذاشته بود.اخ که چقدر ابهت داشت عشق من. اخ که چقدر دلتنگ اغوشش بودم.....

جمعه بود و من مشغول تمیز کردن اتاقم که بابا در زد:

-شهرزاد جان میتونم بیام داخل؟

romangram.com | @romangram_com