#ناخواسته_پارت_134


تقریبا اکثر کسانی که انجا زندگی می کردند جز ثروتمندان محسوب می شدند.

-پس رود سن از زیر پای شما میگذره.

خندید و چال گونه اش مرا به یاد فرهام انداخت!

-تنهایی تو پاریس چیکار میکنی؟

-کار میکنم.

-چی کار؟

-تو یه شرکت معماری کار میکنم.

-اونجا درس خوندی؟

-ارشدم رو فقط.

-خوبه پس معلومه دختر صبوری هستی.

-چطور؟

-چون میتونی تنهایی زندگی کنی من اصلا تحملشو ندارم گرچه.. بیخیال

خواستم بگویم "معلومه حتی تو هواپیما هم تحملشو نداری"اما گفتم:

-پس چرا الان تنهایی میرید پاریس؟

-مادر بزگم بد حال بود میخواست پدرم رو ببینه که اون نتونست بیاد و من همه کارامو گذاشتم پریشب اومدم ایران حالام دارم برمیگردم.

-حالشون خوب شد؟


romangram.com | @romangram_com