#ناخواسته_پارت_126
- اونجا چیکار داشت؟
-پروژه داشت یه سرم به من زد.
درزاد ادامه داد:
-خوش به حالت که نبودی، اینجا خیلی شرایط بدی بود. زنعمو زیر سرم ، ایلار تو بیمارستان ، عمو تو اتاق افتاده بود.همه مرده بودن.قاضی مایا رو داد به حاج مهدی اون بنده خدا هم با اون حالش.... میدونی که؟
-اره درزاد میدونم اینم میدونم که فرهام مایا رو داد به عمو.
-اره نمیدونی چی شد که.همه یهو خوب شدن عمو پاشد رفت شرکت فرهام .میخواست دستشو ببوسه البته من نبودما پیام تعریف کرد. فرهام هم یه طراح فرستاد برای مایا یه اتاق خیلی شیک و قشنگ طراحی کرد.عمو گفت دیگه گریه و زاری و مشکی قدغنه.حتی گفت چهلم هم نمیگیرن خرجشو میدن شیرخوارگاه.
بابا گفت:
-تموم شد؟ حالا یه کم نفس بکش.
و از من پرسید:
- مگه تلفن یا اینترنت نداشتی؟
باز هم درزاد جواب داد:
-چرا بابا ولی این خانم پای تلفن زیاد صحبت نمی کرد!!
و دوباره رو به من ادامه داد:
-وای شهرزاد اگه مایا رو ببینی میخوای بخوریش. انقدر توپوله که نگو. زنعمو و ایلار هر ثانیه بهش شیر میدن. دکتر گفته هر یک ساعت و نیم یا دو ساعت یه بار باید بهش شیر بدن ولی زنعمو میگه دکتر بیخود میگه.
ریز خندید ، من هم خندم گرفت.اخلاق زنعمو همیشه همین بود . فکر می کرد بچه فقط زمانی که چاق باشد سلامت است!
رو به بابا گفتم:
romangram.com | @romangram_com