#نهال_پارت_70
_اون بچه هم داره؟
_اره قبلا ازدواج کرده. زنش بهش خیانت کرد.. اون عاشق زنش بود هنوزم هست به خاطر همین دیوونه شده!
سرش را بالا گرفت و ادامه داد.
_اخلاقش به کنار من چطور میتونم با کسی زندگی کنم که هنوز عاشق کس دیگه ایه؟
_یه فکری میکنیم!
یاسمین پوزخند زد.
_هیچ فکری نمیشه کرد باید امیدوار باشم که اون قبول نکنه!
صدای مرضیه هر دوی انها را از جا پراند
_یاسمین؟
یاسمین از جایش بلند شد و گفت: من میرم! خوب نیست مامانم مارو ببینه!
نهال هم بلند شد و سرش را تکان داد.
یاسمین دستش را روی دست نهال گذاشت و گفت:تو هم بری بهتره مامانم منتظره تا ببینتت و بهت گیر بده!
نهال لبخند زد و یاسمین به بالای پله ها دوید.
نهال خواست پایین برود که مرضیه را پایین پله ها دید.
دستهایش را به کمرش زده بود و به او نگاه میکرد.
romangram.com | @romangram_com