#نهال_پارت_288
نگاه نهال هنوز هم به زمین بود.
_منو ببین.
نهال به سختی نگاهش را بالا کشید هنوز نگاهش به چشمان والا نرسیده بود که حجم زیای آب یخ روی صورتش خالی شد.
و صدای جیغش همراه شد با قهقهه های بلند والا.
نهال صورتش را با دست پاک کرد و گفت:دیوونه!
والا دوباره دستش را پر آب کرد و گفت: حالا کجاشو دیدی؟
نهال گارد گرفت.
_ منو خیس کردی نکردیا!
والا بی توجه به حرف نهال دوباره به صورتش آب پاشید!
نهال با چشم های بسته غرید.
_میکشمت!
والا دستش را به کمرش زد و گفت:بهتره عادت کنی این تفریح مورد علاقه منو هستیه!
نهال به والا نگاهی کرد و گفت: اخه اینم شد تفریح؟
اینبار شالش بود که هدف والا قرار گرفت.
_لباسامو خیس کردی!
romangram.com | @romangram_com