#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_131
با لحن بدی گفت:
-آره روشنه بفرست ببینم.
عکسا رو سند کردم براش که گفت:
-هه از توی بیشعور از این بیشتر هم توقع نمیره فوتوشاپن.
سعی کردم صدام بالا نره و گفتم:
-فوتوشاپه؟چرا نمیخوای باور کنی که منو اون زن و شوهریم؟
صدای پوزخندشو شنیدم با لحن خیلی سردی گفت:
-از اونجایی که کارم همینه اینا فوتوشاپن سعی کن بقیه رو گول بزنی نه من رو.
از صدای یخیش تمام بدنم سرد شده بود که گفتم:
-خوب بای!
ازش خدافظی کردم، اه اینم نشد چطوری بهش بفهمونم که مثلا ما دوتا باهم رابطه داریم!
چندتا فحش و بد و بیراه های مثبت هجده براش نوشتم و فرستادم و بعدشم گفتم مهراد مال منه سعی نکن ازم بگیریش که بلاکم کرد هه.
باید هرجوری شده دل مهراد رو به دست بیارم.
romangram.com | @romangram_com