#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_129


زیرلب گفتم:

-وقتی اخم میکنی جذاب تر میشی.

انگار صدامو شنید ولی خودش نخواست که من عکس العملشو بدونم بیخیال زل زدم بهش و گفتم:

-هیچی اومدم ببینم حالت چطوره؟

نگاه کوتاهی انداخت بهم و گفت:

-خوبم فقط کمی دلم درد میکنه.

قرصیو از تو جیبم در اوردم و به طرفش گرفتم و گفتم:

-بخور خوب میشی.

با تردید نگام کرد وقتی تو نگام چیزی ندید قرصو ازم گرفت و همون‌جور بدون اب قورتش داد. با گفتن "شبت خوش" از اتاقش اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق خودم تا گوشیمو بردارم و به دختره زنگ بزنم. وقتی رسیدم خودمو با خشم انداختم رو تخت دلم می‌خواست خودمو بزنم که چرا مهراد عاشق من نشده؟! اما یه حسی بهم می‌گفت چقد خری وقتی یکیو داره چرا بیاد عاشق تویی که چندروزه می‌شناستت بشه!

گوشیمو برداشتم و شماره رو توش ذخیره کردم و نوشتم مزاحم همیشگی! هه اسمش تو گوشی مهراد عشقم بود اره عشقشه ولی من نمی‌زارم اینا بهم برسن باید منو مهراد با هم ازدواج کنیم نه این دوتا.

تماس رو وصل کردم که بعد از چندبوق طولانی جواب داد:

-بله؟

حس نفرت با شنیدن صداش تمام وجودمو گرفت دلم می‌خواست سر به تنش نباشه دختره ی لا اله الا الله، گفتم:

romangram.com | @romangram_com