#_نبض_احساس_پارت_610
انگاراونم عصباني شدوگفت:از تک تک اين حرفايي که زدي پشيمونت ميکنم
_توهيچ غلطي نميکني
کمي سکوت کردبعدصداي آخي اومد....اين صدا،صداي متينا بود.عوضي زدش.
_چه غلطي کردي حيوون؟
مرد:همون غلطي که فک ميکردي نميکنم.يه آدرسي بهت ميدم بيااونجا تنهابيا بفهمم پليسادنبالتن جسدنامزدتم نميبيني
_خيلي خب ميام ولي کاري بااون نداشته باش
مرد:آفرين ميدونم عاقلي...من اونجاچشم وگوش زياددارم..منتظرم....
گوشي روقطع کردم.بدون خبردادن به کسي ازاداره اومدم بيرون.نميتونستم ريسک کنم جون متينادرخطربودکوچکترين اشتباهي ازجانب من باعث مرگ اون ميشد.ازهمه مهم ترنميدونستم باچه کسي طرفم.
صداش که برام آشنانبود.هيچ کسي هم به ذهنم نرسيد.آخه کي باهامون دشمني داره؟به آدرسي که برام اس ام اس شده بودرفتم.يه جاي پرتي بودکه مگسم پرنميزد.يه خونه بود.معلومه که خيلي بزرگه....جلوي درنگه داشتم وازماشين اومدم پايين.سريغ دربازشد.معلومه که منتظربودن.آروم وبااحتياط واردشدم.واردشدنم همانا وخوردن ضربه اي ازپشت بهسرم وبي هوش شدنم همانا....
آروم چشماموبازکردم.پشت سرم دردميکرد.دست وپاهام روبسته بودن به يه صندلي هيچ کس توي اتاق نبود.کمي خودموودست وپاهاموتکون دادم ولي فايده اي نداشت محکم بسته شده بودن. نگاهي به اطراف انداختم هيچي پيدانميشد.خواستم صداشون بزنم که دربازشد.دونفرمردهيکلي واردشدن.وقتي ديدن به هوش اومدم اومدن سراغم پاهام روبازکردن ومنوباخودشون بردن يه اتاق ديگه.پرتم کردن تواتاق.روي بازوي چپم افتادم روزمين.تودلم کلي فحششون دادم.يه نفرباکفشاي مشکي براف درست روبروم ايستادسرمواوردم بالاوباديدنش ازتعجب شاخ درآورده بودم.کسي که متينارودزديده بوداين بود؟آخه چرا؟!
*************
romangram.com | @romangram_com