#_نبض_احساس_پارت_568
عسل:چه بد....
آني:توچرادانيال رونيوردي؟
عسل:ميادتوراهه قراره خواهرش وبايکي ازدوستاش هم بيان
اردلان:چه خو ب جمعمون بزرگترم ميشه.
آيهان:آقاپليسه چراساکتي؟
وفا:ببين داش اينجااومدي کارماربيخي پليسي باش اينجاکه اومدي رفيق مايي اوفتاد؟
فرناز:اهههه وفاصدبارگفتم اينجوري حرف نزن
وفا:چشم خانومم...
متينا:آرمين خان کلاعادت داره که حرص آدمارودربياره وهمه چي روزهرکنه
آرمين باخشم به متينانگاه کرد.متيناانگارميخواست حرص آرمين رودربياره که موفق هم شد.ببينم نکنه بين ايناخبراييه؟!
صداي دراومد.حتمادانيا ل اومده.درست بود.رفتيم استقبال.دانيال ودوستش پدرام واردشدن وپشتش خواهرش ولي....ولي اينکه درياست...
romangram.com | @romangram_com