#_نبض_احساس_پارت_552


_ميشه ماشينت روبهم قرض بدي؟

ساواش:اين چه حرفيه اصلابگيرمال خودت

_ممنونم داداش سعي ميکنم زودبرش گردونم

سامي:حالاکجاميخواي بري؟

_يه کارکوچيک دارم که بايدانجامش بدم

ساواش:ميخواي باهات بيام؟

_نه داداش ممنون

سوييچ روبرداشتم وخواستم ازدرخارج شم که آيسان صدام زد.برگشتم سمتش.

آيسان:مواظب خودت باش داداشي

رفتم طرفش وبغلش کردم.ازروي سرش بوسيدم وگفتم:چشم قربونت برم توهم ناراحت نباش قول ميدم که مامانم بيارم پيش خودمون.

آيسان ازم جداشدوباناراحتي زل زدتوي چشمام وگفت:اگه واقعامامان مارونخوادچي؟


romangram.com | @romangram_com