#_نبض_احساس_پارت_531
من چجوري ازسامي دل بکنم؟من چجوري ازش جدابشم؟من چجوري بدون اون زندگي کنم؟چجوري خدا؟چجوري؟
ساواش:آيسان؟
اشکاموپاک کردم وبالبخندمصنوعي برگشتم سمتش.
ساواش:خوبي؟
_اره خوبم.
ساواش:مطمئن باشم؟
_توهم به جمع گيردادنااضافه شدي؟
ساواش خنديدوگفت:بيماري واگيرداربوده ازآيهان گرفتم.
_بدبخت شدي داداش بدبيماري روگرفتي
ساواش الکي خودش روزدبه ناراحتي وگفت:درمون نداره؟
_متاسفم ولي نه...
ساواش:اي ناقلا...بيابريم توکه الان اين پسره مرده ازدلتنگي تو
romangram.com | @romangram_com