#_نبض_احساس_پارت_439

_اره دليل ميخوام.

بابا:باشه...

رفت سمت گوشيش.توش دنبال يه چيزي ميگشت مثه اينکه پيداش کرد.

بابا:خو ب گوش کن پس.

صداي وفاواحمدي پخش شد.





وفا:خيلي دخترخوشگليه نه؟

دوباره گفت:فرنازروميگم آرزوي هرمردي داشتن همچين خانوميه مگه نه؟

احمدي:اولافرنازنه وفرنازخانوم دوماخو ب که چي؟

وفا:اوه اوه چه غيرتي.معلومه که گلوي توهم پيشش گيرکرده.

احمدي باعصبانيت:خفه شو

romangram.com | @romangram_com