#_نبض_احساس_پارت_356


دوباره رقص ازسرگرفته شد.ديدم که سپهرباهمون دختره داشت ميرقصيد.ازعصبانيت داشتم منفجرميشدم دلم ميخواست برم موهاي اون دختره روازريشه دربيارم.چه عشوه اي هم ميريخت.دختره پرو.

نازنين:حرص نخور

_کي گفته من حرص ميخورم؟

نازنين:قيافت.

_قيافم چشه مگه؟

نازنين:اول اون اخماتوواکن الان همه فک ميکنن به زورآوردنت اينجا.

يه ليوان آب سردخوردم تاعصبانيتم فروکش کنه.

نازنين:انتظارکه نداشتي باهات مثه قبل رفتارکنه؟

_نه ولي...ولش کن اصلا

نازنين:باشه بيابريم وسط.چش اين مردارودربياريم.

_حوصله ندارم نازي توبرو


romangram.com | @romangram_com