#_نبض_احساس_پارت_281
ميبينم توروحتي توخوابوتوروياااا
توفکوتوميرم ازعشق توجون ميگيرم
بخاطرتوميميرم توپرکردي دنيامو
اگه توفکرمن باشي نميزارم که تنهاشي
توزيبايي مثله نقاشي هموني که ميخواموووو
عشقم جونم قلبم عمرم کنارتوميمونم
وقتي غمگين ميشي بازم لباتوميخندونم
حالم خوبه وقتي قلبم به قلب تونزديکه
خوشم ميادوقتي فاصله بين مايه مرزباريکه
"سپهر"
روزام درکنارسايه برام بهترين بود.هيچ وقت مثه الان خوشبختي روحس نکرده بودم ميدونم يه روزقراره ازهم جداشيم ولي دلم ميخوادالان ازلحظه لحظه ي بودن درکنارش استفاده کنم.خيلي خوب باهم تفاهم داشتيم وازهرفرصتي براي تفريح استفاده ميکردم دلم ميخوادحتي وقتي ازم جداميشه هميشه اين روزاي خوبوبه يادبياره.دل کندن ازش برام خيلي سخته مخصوصا الان که حس بودنش زندگي کنارش برام اينقدشيرينه ودوست داشتني براي همين تمام سعيم روميکنم تااونوکنارخودم نگه دارم تمام سعيم روميکنم تااون عاشقم شه.رايان ازسفربرگشته بودوحالاسايه واون همديگروميديدن.خيلي اذيت وناراحت ميشدم ولي نميتونستم چيزي بگم وقتي ازکاراش وآيندش بااون ميگفت دلم ميخواست اون پسروازريشه نابودکنم خودموبه زورکنترل ميکردم که چيزي نگم.ازوقتي هم اومده بودسايه کمترميومدپيشم وتوجهش کمترشده بود.ديدارمون هم حتي کم بودچه برسه به اين که مثه قبل بخوايم بريم تفريح وگردش.چقددلم براش تنگ شده بود.شيطنتاش،مسخره بازياش،خنده هاش،سپهرگفتناش...امااون نبود.همسرمن بوداسمش توي شناسنامه من بودولي دلش احساسش فکرش پيش کس ديگه اي بود.کاش قبول نميکردم کاش پاموتوي اين بازي نميزاشتم کاش اين خوشبختي رواين حس بودم درکنارش روهيچ وقت حس نميکردم حالاکه حسش کردم چجوري ازش دل بکنم؟چجوري؟!
romangram.com | @romangram_com