#_نبض_احساس_پارت_280
بقيه هم همراهيش ميکردن.دستاموبه نشونه ي تسليم بردم بالاوگفتم:خيلي خب باشه (روبه نازنين)خدمت شماهم بعداميرسم خانم خوشگله
نازنين:تاااابعد...فعلاپاشوبرامون بخون.
چپ چپ نگاش کردم اونم برام زبون درآورد.سرموبه چپ وراست تکون دادم ورفتم ازماشين گيتارم روبرداشتم وبرگشتم پيششون.دورهم نشستيم ومن گيتارم روگرفتم بغلم.هرکي کنارجفتش بود.
_خب چي بخونم؟!
نازنين:من بگم؟
_بگو عشقم
نازنين:حالم خوبه احمدسعيدي
_به روي چشم.
_مثه توباکي تاآخرميمونم؟
بزارعشقموکل دنيابدونن
ازته دلم ميخوام که باتوبگذرم روزو
romangram.com | @romangram_com