#_نبض_احساس_پارت_279

خيلي بهمو ن خو ش ميگذشت.ناهارکباب درست کرديم ظهرم بعديه چرت کوتاه دوباره مشغو ل باز ي وحر ف زد ن شديم.

نازنين:خب نوبتيم باشه نوبت چيه؟

سايه:چي؟

نازنين:اميرپاشو.

چرا؟

نازنين:اااااميرپاشوديگه بايدبرامو ن بخوني.

_و ل کن نازنين من شروع کنم شماتافرداهم ولم نميکنين.

بهار:تقصيرخودته که صدات قشنگه.

آقاجو ن:بچه ها اذيت نکنين پسرمو

آ قربون آقاجونم برم من که هميشه هواموداره

نازنين:ااااا باباشمالوسش کردين ديگه پاشو اميربايد امروزبرامون بخوني.

بعدشروع کردبه دست زدن وميگفت:اميربايدبخونه اميربايدبخونه

romangram.com | @romangram_com