#_نبض_احساس_پارت_277

_ببين شيطو ن نکنه بااين حرفات ميخواي ازکارفرارکني؟

نازنين:ااااااميراين نامرديه توخيلي زرنگي...

_پس چي فک کردي؟

نازنين:اصلاخودم جمع ميکنم.

_خيلي خ ب حالاخوشگلم قهرنکن باهم جمع ميکنيم.

نازنين:حالاشد...

_قربونت برم من...

باهم مشغول تميزکردن آشپزخونه شديم.کيک نازنين هم خراب شده بودوبيخيال پختنش شد.

_ميگم نازنين...

نازنين:جانم؟

_فرداکه جمعس وروزتعطيل همه باهم بريم جنگل.

نازنين:موافقم برييييم.اين سايه وسپهرهم ازوقتي که ازدواج کردن نه ماه عسل رفتن نه مسافرتي جشن عروسي هم که نگرفتن فقط يه عقدساده بود.

romangram.com | @romangram_com